دوستان
ادم خانه به دوش
(¯`·._.•ستارٿ های ایران‿._.·´¯)
روزهایم آفتابیست
یه مشت حرفهای نگفته
نسیم یاس
علی سیاه سابق
خط سوم
*black respina
چشم تو
آنچه از عمق دل می جوشد
یاقوت سبز
الکس
آشیانه شعر
پارسین
عشق دوروغ است
شعر و احساس
صادق هدایت
آیه های زمینی
همه ی من !!!
آیینه
فرزانه شیدا
| ||
بهترین احساس رو داشتم موقعی که هواپیما بالای آسمون ایران بود و خلبان یه دور , دور آزادی زد و بعد با مهارت کامل روی باند فرود امد. باور نکردنی بود فرود ,بدون هیچ لرزش و حرکتی ...وای من که خیلی خوشم امده بود .بعد از دقایقی خلبان اومد که با مردم خداحافظی کنه که با تشویق همه مردم رو به رو شد .پس فقط من نبودم که از این فرود خوشم اومده بود ... از اون جا که کسی به استقبال ما نمی اومد منتظر موندیم کسانی که پیشواز داشتن برن جلو و ما خیلی راحت و دور از شلوغی همه وسایل رو بر داشتیم و یه تاکسی گرفتیم و رفتیم به طرف قم که مامان بزرگ چشم انتظار بود . بعد از استراحت شبانه ,صبح رو من و داداش با بهترین صبحانه شروع کردیم ...نون سنگک ,خامه میهن ,مربا هویج و چای ایران که مامان بزرگ برامون آماده کرده بود ,وای خیلی عالی بود بعد از 2 سال دوباره ایران صبحانه رو در کنار مامان بزرگ بخوری . به دوست عزیزم زنگ زدم ولی چون جمعه بود کسی خونه نبود .بعد از ظهر با محمد رفتیم بعضی از کارا که بابا سفارش کرده بود انجام بدیم ,تو راه برگشت سر زدم به زهرا جون که این دفعه خونه بود وای که مامان و باباش چه قدر از اومدن من خوشحال بودن ,زهرا که همون جا گفت دیگه به شوهرم می گم نمی بینمت تا وقتی آمنه بره (فکر کنم شوهرش می خواد سر به تنم نباشه ) دعوتمون کردن تو خونه ,باباش از حال بابا و مامان سوال می کرد و زهرا کلی دعوام کرد که چرا خبر ندادم که بیاد دنبالم ... از فرداش کلی برنامه ریزی کردیم که با هم بریم بیرون ,هر جا می ریم با هم باشیم . از اون جا که سیمها خونه مامان بزرگ قاطی پاتی بود نمی تونستم از اون جا وصل بشم رو نت ,بنابراین به زهرا قرار گذاشتیم و رفتیم به کافه نت برا چک کردن ایمیلهامون . بعضی وقتا به چیزهایی پی می بری ...که طرز فکرت نسبت به دنیا عوض می شه . زندگی رو دوست داشته باش ,می دونم که ارزش زندگی زیبای تو بیشتر از این هاست .(حذف...) * * * * * * * * * * * * هنوز نرسیده سوزن رفت تو پام و دیگه راه رفتن برام امکان پذیر نبود ...اگه همون طور ادامه پیدا می کرد همون روز بلیط برگشت می گرفتم . بعد از کلی دکتر و دوا و آمپول دیفتری و کزاز و تب بالا و بی خوابی ,بعد از دو روز خوب شدم ... * * * * * * * * * * * * یک روز قبل از سفرم به شیراز اون قدر حالم گرفته شد که حتی وجود داداش و پسر خاله و شوخی های قشنگشون کنارم نمی تونست جلوی ریزش اشکام رو بگیره خیلی چیزها گذشت این هم گذشت ولی خدا کنه با برگشتم به قم ادامه نداشته باشه ... * * * * * * * * * * * * * * * در حال حاضر شیراز هستم .روزهای خوب و راحتی رو می گذرونم.می تونم بگم همه جاهای دیدنی شیراز رو رفتم . با وجود نامزد داداشم مگه میشه جایی رو ندید . هتلی که ما هستیم هم می شه گفت همه چیز نزدیکه مخصوصا سینماها ,همه فیلمها رو رفتیم دیدیم ,مثلا تله ,رویای خیس ,ستاره است ,بی وفا . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سفر مشهد به اندازه شیراز خوش نگذشت , با این حال وجود دایی و زن دایی و بچه های گلشون خوب بود . منظوراز خوش نگذشتن این بود که گیرا بی خودی می دادن ,مثلا نمایشگاه بین المللی نگذاشتن برم تو ....چرا ؟؟؟چون مانتو کوتاه بود...مسخره است نه؟؟؟(با این که کوتاه هم نبود ,بهانه بود دیگه...) وضع هوا خیلی بد بود...همش بارون بود ....آدم که قدمش خیر باشه این طوری می شه ,مشهدی ها باید بیان ازم تشکر کنن به خاطر خیری که به مشهد رسوندم ...هه هه هه بعد از برگشتم به قم ...کلاسهام که ثبت نام کرده بودم شروع شدن ...خطاطی و طراحی می تونم بگم خیلی بهم خوش می گذره...دو روز در هفته شنا و سونا ,اصلا تو خونه بند نیستم با دوستانم از صبح تا شب می گذرونم J * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * رفتن به جاها تاریخی و گرفتن راهنما و گذروندن زمان بدون این که احساس کنی آخرین روزا رو ایران می گذرونم دلم می خواست همین جا باشم و به هیچی فکر نکنم ولی نمی شه آرامشی که داشتم تو این مدت با هیچ کدوم از سالهام عوض نمی کنم J * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آخرین روز هم تموم شد و راه خونه رو طی می کنم .در حال حاظر هم از هواپیما خاطرات این روزهای شیرین رو می نویسم . با جاری شدن اشک دختر عموهای عزیزم و مامان بزرگ راهی شدیم . هواپیما اون قدر خالی که همه لم دادان تو هواپیما . . . اون قدر مهمان دارا به محمد رسیدن که از تعجب بهش گفت چیزی شده که این قدر به من می رسی . . . بچه ام این قدر محبت و اون هم یه جا ندیده بود مخصوصا که تو این یه ماه که من هم سفرش بودم . . . J | ||
| ثبت یک نظر |
| |||
| AVAL felan | |||
| نوشته شده توسطNimanr | |||
| |||
| are, ye chizai az safaro baram tarif karde boodi. ina ro ham khoondam. dar majmoo khoshgozaroonte boodi. omidvaram khatet behtar shode bashe | |||
| نوشته شده توسطnimanr | |||
| |||
| safar nameye mokhtasar o mofidi bood ;)
ama oomadi iran soghaty nadadi haaaa | |||
| نوشته شده توسطAliSiah Sabegh | |||
| |||
| salam
intor ke gofti safaret kheyli khoob va lezat bakhsh boode , enshallah hamishe khanderoo ,salamat va shadab bashi man ham dar safare bolan modat va ejbari ke dashtam va ta 15 mah dige ham edame dare ba aziztarin doost va hamrahe zendegim ashna shodam vali heif ke zood az pisham raft ,albate narahat nistanm chon midoonam barmigarde va ... | |||
| نوشته شده توسطamir | |||
| |||
| ishala hamishe too toole omret,azin safara dashte bashi ba kamsafarayi ke dooseshoon dario havarta bet khosh begzare dokhtar;) | |||
| نوشته شده توسطhoda iranmanesh | |||
| |||
| ی
ǐ ییی ی ی ی ی ǐ ی ی ی ی ی ی ی ی ی [][][][][][] [] www.sasanik.blogfa.com | |||
| نوشته شده توسطAnonymous | |||
| |||
| be nazar miyad hame chiro dar morede saferet nagoofti.albate ye tarafe ghaziyaro man midonamo to va khoda.nagofti to safaret chand nafaro mesle man asir kardi?na midonam ina weblago zesht mikoni .to rohet latifo pake avazi | |||
| نوشته شده توسطAnonymous | |||